اتلاف انرژی

اتلاف انرژی

اتلاف انرژی

برای همه ما پیش آمده که حرفی یا رفتاری از سوی فردی، برای مدتی ذهن ما را درگیر کرده و به قولی روی دلمان سنگینی می کند. در ظاهر همه ما می گوییم مشکلی نداریم وبخشیده ایم ولی هر زمان که یادمان می افتد خشمگین می شویم. حال اگر این فرد از نزدیکان باشد ، شدت عصبانیت ما بیشتر می شود و این به دلیل انتظارات و توقعات ما از نزدیکانمان است. این رنجش ها کم کم تبدیل به کینه و نفرت در آدم ها می شود و انرژی زیادی از انسان میگیردکه در اصل اتلاف انرژی است.حتی گاهی این رنجش های تبدیل شد ه به کینه، منجر به انتقام نیز می شود .
چرا برخی افراد کینه ای هستند و برخی دیگر نه؟
چرا برخی افراد کینه ای هستند و برخی نیستند؟ این یک مسئله تربیتی است. کینه اکتسابی است؛ یعنی هیچ نوزادی به صورت مادرزادی این حس را با خودش نمی آورد بلکه از راه تربیتی بدست می آید. اگر کودکی در زندگی اش سرزنش شده باشد و در سنین ۳ تا ۵ سالگی که حسادت رشد میکند توسط والدین به درستی رفتار نشده باشد، آنان حسادت را در فرزندشان پرورش داده اند . بنابراین این حس در وجود او باقی می ماند و تبدیل به کینه و خشم می شود. تبعیض هایی که والدین بین فرزندان قائل میشوند و حتی تحقیر، تنبیه جسمی و روحی و…. میتوانند موجب ایجاد حس کینه در فرد شوند؛ یعنی وقتی فرد از مسئله ای آزرده باشد، آن را تبدیل به عقده های فروخورده کرده و آن را با خودش حمل میکند، این حس در وجودش ریشه میدواند و باعث رنجش و عصبانیت فرد می شود. البته کودکان معمولا از کسی کینه به دل نمیگیرند، انسان ها وقتی بزرگ و بالغ میشوند، کینه ای میشوند و در بزرگسالی تبدیل به مشکلات روانی و اخلاقی می شود . همچنین این افراد در نوع ارتباط گیری دچار مشکل می شوند. ما ناچاریم برخی احساساتمان را به خاطر ارتباطاتمان پنهان کنیم؛ چون یکی از مکانیزم های دفاعی ما این است که در مقابل دیگران نقاب بزنیم. در کودکی نقابی وجود ندارد و کودک، بی پروا و راحت احساساتش را نشان میدهد. در واقع کودک خودش است، رهاست، او گریه میکند، فریاد میکشد، اما به مرور یاد میگیرد باید نقاب بزند؛ چون زشت است که همه احساساتش را به راحتی نشان بدهد؛ به همین دلیل فرو دادن خشم که یکی از آن احساسات است، کم کم به کینه تبدیل میشود.
فرد کینه ای در اوقات فراغتش به افکار منفی که در مورد ناراحتی از دیگران است، میپردازد. او صدای احساسش را بزرگ میکند. افراد کینه ای دغدغه یک فکر را مرتباٌ تکرار می کنند. همین که فرد یک جا مینشیند، یادش می افتد که فلانی به من بدی کرد. اگر فردی در مورد ناراحتیش از دیگران صحبت کند، خیلی بهتر است؛ اما بیشتر وقت ها این صدا در ذهن فرد طنین میندازد و فرد در افکارش ناراحتی از دیگران را مدام تکرار میکند و همین گفت و گوی ذهنی و بیرون نریختن ناراحتی ها، مشکل او را دو چندان میکند. تدوام کینه گاهی میتواند موجب وسواس شود، در وسواس فکری تعادل هورمون های مغز به هم میریزد. گاهی بر هم خوردن تعادل هورمون های مغزی موجب بیماری روانی میشود و گاهی برعکس، یک بیماری روانی ممکن است تعادل هورمون های مغزی را به هم بریزد که میتوان گفت این، یک رابطه دوسویه است. کینه موجب ناراحتی قلب و عروق، ناراحتی گوارش و معده و حتی منجر به اختلال در تنفس میشود و در نهایت روی کارکرد مغز تاثیر منفی می‌گذارد. برای رهایی از این تاثیرات منفی باید هر مسئله ای در جای خودش حل شود، حالا یا منجر به بخشش شود یا کنار گذاشته و پرونده آن بسته شود.

جلوگیری از ایجاد حس کینه توزی
والدین، باید با رفتار و عملکرد برای فرزندانشان الگو باشند و به او مدیریت هیجانات و خشم را بیاموزند و هر جایی هم که کودک خشمگین بود، اجازه بدهند او خشم خود را به شیوه ای صحیح بیرون بریزد؛ یعنی یادشان باشد هرگز خشم کودک را سرکوب نکنند تا این خشم در آینده تبدیل به تنفر و عقده نشود. هر جایی هم میبینند فرزندشان در مورد یک نفر با توهین و تحقیر حرف میزند و اسرار او را فاش میکند، باید فورا جلوی این رفتار او را بگیرند و در عوض راه حل منطقی و درست را به کودک معرفی کنند و به او بگویند:«به جای این که اسرار فلانی را آشکار کنی یا او را تحقیر کنی، باید به شیوه ای صحیح با همان فرد در مورد کاری که کرده و تو را ناراحت کرده صحبت کنی و باید از او بپرسی که از چه چیزی ناراحت است و بدین ترتیب مشکلت را با او حل کنی.» در واقع باید به کودک راه حل مسئله را بیاموزیم. حتی خودمان باید راه حل های فرزند پروری را بیاموزیم و رفتار درستی با فرزندمان داشته باشیم.
عواقب کینه
اولین اثر بد رنجش و کینه، حسد است. حسادت باعث میشود آرامش فرد گرفته شود و او خودش را با دیگری مقایسه کند. مورد بعدی این است که ارتباط فرد با دیگران تحت تاثیر قرار میگیرد، فرد با کسی که از او کینه به دل دارد، ارتباط خوبی نخواهد داشت، به علاوه او حتی با اطرافیان کسی که از او کینه دارد هم نمیتواند ارتباط خوبی داشته باشد. مسئله بعدی افشای اسرار است؛ یعنی وقتی از یک نفر کینه داریم، ناخودآگاه به او صدمه میزنیم و این صدمه زدن بسیاری اوقات به شکل افشای اسرار آن فرد اتفاق می افتد. اگر این حس برطرف نشود، ممکن است اختلاف بین دو نفر شدت بیشتری پیدا کند و یک مشکل کوچک هر روز بزرگتر و جدی تر شود. واین ارتباط ها بسیار خطرناک است.
چه کنیم تا درگیر کینه ورزی نشویم؟
وقتی دامن به کینه می زنیم، این حس در وجود انسان بزرگ میشود و قوت میگیرد؛ پس باید با آن مبارزه کنیم. وقتی یاد موضوعی می افتیم که موجب می‌شود ما از کسی کینه ای به دل بگیریم و صدای آن را درونمان بشنویم، باید فعالیت مثبتی را شروع کنیم؛ مثلا اگر کینه ناشی از شکست مالی باشد، سعی کنیم فعالیت اقتصادی دیگری را شروع کرده و شکست را جبران کنیم و در عزای آن ننشینیم. اگر شکستمان عاطفی بوده، خودشناسی کنیم تا شکست عاطفی رخ داده جبران شود.
فرد کینه ای باید برون ریزی کند و در مورد احساسش با کسی حرف بزند. مخفی کردن به این حس، عمق می‌دهد. ما باید قاب دیدمان را بزرگتر کنیم. اگر از کسی کینه داریم، باید شرایط زندگی او را بررسی کنیم و خودمان را جای او بگذاریم و فکر کنیم اگر ما جای او بودیم، شاید صدمه ای به مراتب بزرگتر به طرف مقابلمان میزدیم.
باید صبوری را تمرین کنیم ؛ چون صبوری یک مهارت است و مادرزادی نیست. ما باید به فرزندمان صبوری را بیاموزیم تا بدانند که وقتی چیزی را میخواهند، نمیتوانند همان لحظه به خواسته شان برسند. تمرین بعدی بخشش است .تا فردی را که باعث رنجش ما شده است نبخشیم، نه جداشدن از آن فرد و نه انتقام ما را آرام نمی کند. خاصیت ذهن آدمی چنین است که این موضوعات در ذهن جاخوش می کنند.

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *